ميرزا حسن حسينى فسايى

920

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

سرافراز بود تا آنكه در سال 1168 در روزى كه كريم خان ، فتح شيراز نمود ، شيخ على خان زند به چوب‌دستى خود هاشم خان را بكشت . و از اعيان قبيله بيات آقا بزرگ « 1 » شاعر « ذره » تخلص است . در وقتى كه نواب شاهزاده عبد الباقى ميرزا كه در شاعرى « عشرت » تخلص مىفرمود و به حكمرانى بنادر و گرمسيرات فارس مأمور بود ، « ذره » در مدح او قصيده گفته ، تقاضا كرده بود كه مرا در اين زمستان عبائى است كه تاروپودش از عنصر زمهرير است بايد عنايتى فرمائى و عباى بوشهرى به من دهى و نواب معزى اليه ، انعامى نكرده به او فرمود كه عباى زمهريرى را كه مناسب گرمسيرات است بايد به من دهى ، ذره اين قطعه را بديهتا بفرمود : سروش دوش به گوش دلم چنين مىگفت * اگر سلوك به بود و نبود خواهد « 2 » كرد به مدح « عشرت » اگر صفحه‌اى زيان كردى * به‌ذم او ورقى نيز سود بايد كرد به جاى خلعت اگر آن عباى من پوشد * به اين لباس به محشر نمود خواهد كرد « 3 » و اين رباعى را نيز او گفته است : نراد دغل‌باز جهان روز و شبان * در ششدر حيرت آورد پير و جوان تخته‌اش بود آسمان و مهره‌اش انجم * خورشيد و مهند كعبتينش تو بدان و از اشراف اين محله است : عالىجاه ، مقرب الحضرت ميرزا سيد احمد از سلسله سادات نسابه حسنى شيراز است و مرحوم والدش ميرزا ابو الفتح ، مادام عمر به مباشرى محاسبات ديوانى بلوك كوار مشغول بود و اين منصب تاكنون با پسر كهترش عالىجاه ميرزا سيد على برقرار است و ميرزا سيد احمد سالهاست كه با خطى خوش و ربطى كامل ، محاسبات مخصوصه جناب جلالت مآب صاحب ديوان را مواظبت دارد .

--> ( 1 ) . فرصت مىنويسد : ( مرحوم آقا بزرگ با اينكه داراى سواد فارسى نبود شعر را بىغلط مىسرود ) آثار العجم ، ص 56 و غزلى از او نقل مىكند به مطلع : از چه اى ماه نمىپرسى از آه دل من * ستم از حد چه‌برى چيست گناه دل من ( 2 ) . در متن به اشتباه : ( خواهى ) . ( 3 ) . رديف در متن چنين است .